تبليغاتX
همه جای ایران سرای من است

 

                      

 

حتما شما هم بارها مبهوت تابلوهایی شده اید که پروانه های رنگارنگ در آن نقش بسته و اسیر شده اند. این کار در اصطلاح اتاله پروانه ها نام دارد که به معنی گستردن و ثابت نگه داشتن بال حشرات است. بررسی ها نشان می دهد در دنیا یک میلیون گونه حشره شناسایی و نام گذاری شده اند، اما به دلیل وسعت و پراکندگی این جانداران، دانشمندان تخمین می زنند این رقم تا ده برابر قابل افزایش است.

از این تعداد حشره در جهان شانزده تا بیست هزار گونه متعلق به گونه پروانه هایی است که روز پرواز هستند و سهم ایران از این تعداد حدود چهار هزار گونه است که البته حدود شصت گونه از این چهار صد گونه پروانه موجود در ایران اندمیک هستند، به این معنا که هیچ کجای دیگر دنیا یافت نمی شوند.

بررسی ها نشان می دهد بهترین نقطه ای که بتوان در طول روز بیشترین تعداد این پروانه ها را مشاهده کرد، جنگلهای ارسباران در شمال آذربایجان است که آخرین بازمانده از جنگل قفقازی در ایران به شمار می رود.

اما بر خلاف نظر عموم، جنگلهای هیرکانی که در دامنه شمالی البرز است در زمینه پروانه ها تنوع زیستی زیادی ندارد و تعداد گونه های پروانه ها در این منطقه محدود است چون روزهای مه گرفته در طول سال زیاد و این منطقه از آفتاب کمی برخوردار است و از طرفی به علت انبوه بودن جنگلها، گیاهان علفی و کوچک مورد توجه پروانه ها کمتر مشاهده می شود و در این منطقه گیاهان میزبان پروانه ها شرایط زیستی مناسبی ندارند.

منبع:  ضمیمه سیب روزنامه جام جم.پنجشنبه ۲۵/مهر/۱۳۸۷.منبع اصلی دفتر تنوع زیستی و ذخایر ژنتیکی سازمان حفاظت محیط زیست.اینهم مقاله کامل در این مورد

عکسهایی جالب و زیبا از پروانه ها و جنگلهای ارسباران در ادامه مطلب

 

.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرهاد در جمعه 26 مهر1387 و ساعت 1:50 |

 

 

 راستش می خواستم این عکسا رو بدون شرح بذارم اما از گذاشتنشون یه چیزی تو ذهنم داشتم که تو آخرین لحظه تصمیم گرفتم که بگم

 تو یکی از این تالارهای گفتگو یکی به پست ما خوردکه ازم پرسید چرا به ترکا می گن خر . سوال کاملا غافلگیر کننده ای بود یه لحظه موندم چیکار کنم ساکت بمونم که جواب ابلهان خاموشی است یا ... . آخرش با کمال خونسردی ازش اجازه گرفتم تا بعدا جوابمو واسش بفرستم که جوابم همین عکسایی بود که بالا هستن با این توضیح که ازش خواستم سه تا عکس مثل اینا واسه من ردیف کنه ( به استثنای تصویر شخصیت های سیاسی) که اگه هر کدوم از این عکسا رو یکی یکی به هرکدوم از هفتاد میلیون ملت ایران نشون بدن همه و همه بشناسنشون اونوقت به جواب می رسه.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط فرهاد در دوشنبه 22 مهر1387 و ساعت 1:45 |

من هر چی می خوام بی خیال این زبان ترکی خودمون بشم نمی شه .البته من از اون ترکای دو آتشه و متعصب نیستم اما زبان مادریمو دوست دارم  و نمیتونم نسبت به چیزی که هویت من هستش بی تفاوت باشم:

دو هفته نامه گویا ( نشریه محلی ارسباران ) در شماره هشتاد و چهار خود به تاریخ هفدهم مهر ماه هشتاد و هفت در ستون با چهره های ادب و هنر چکیده گفتگویی با آقای ابوالفضل عباسی معروفان دارد که در پایان قطعه شعری نیز از ایشان به زبان ترکی چاپ کرده است.

پایه دین محمددی نماز       نور چشم و دل احمدی دی نماز

اولین پرسش یوم العرصات  کل طاعات سر آمدی نماز

آدیوی دفتر ابراریده یاز         باشلا معبودیله آهنگ نیاز

من کارشناس زبان ترکی آذری نیستم اما چون ترکی آذری زبان مادریم است بدون آشنایی با قواعد و دستور این زبان بوسیله ضمیر ناخودآگاه خویش می فهمم که این ترکی نیست. تعبیر من اینست: شعری فارسی با چند لغت ترکی و عربی که سعی شده ترکی نشان داده شود. فقط سه لغت ترکی از مجموع بیست و پنج لغت در این سه بیت وجود دارد (آدیوی ـ یاز و باشلا در بیت آخر ). البته تا دلتان بخواهد از پسوندهای بکار رفته در زبان ترکی استفاده گردیده است !  

+ نوشته شده توسط فرهاد در یکشنبه 21 مهر1387 و ساعت 0:42 |

                                               

فکرش را بکنید برای یک عمل جراحی مهم به بیمارستان می رفتید و وقتی هنوز بیهوشتان نکرده بودند، چشمتان به دکتری می افتاد که پیش از یک قرن را پشت سر گذاشته است. شاید این تجربه برایتان کمی ترسناک باشد، اما فیدور اگلوف، مشهورترین جراح روسیه است که یکی از پیرترین جراحان جهان محسوب می شود و با وجود کهولت سنش، بیماران از خدا می خواستند که او بر بالینشان بیاید و به آنها احساس آرامش بدهد.

فیدور یکی از موفقیت های خود را این می داند که همیشه در طول زندگی نسبتا طولانی مدت خود شخصیت ثابتی داشته است. او در سال 1904 در سیبری به دنیا آمد. او فرزند ششم خانواده بود. کمی بعد از ورودش به لنینگراد، جنگ جهانی دوم شروع شد، در دوران محاصره نهصد روزه شهر، او با عملهای جراحی که انجام داد، جان افراد زیادی را از خطر رهاند. او در اغلب موارد در شرایطی این عمل ها را با موفقیت جلو میبرد که اتاق عمل به برق و آب مجهز نبود ( در آن موقع حتی نور موبایل هم نبود! ). پس از پایان جنگ او به یکی از بیمارستانهای لنینگراد به عنوان جراح پیوست. او در آن زمان پنجاه ساله بود و در دو جنگ خدمت کرده بود، اما مهم ترین موفقیت او چند دهه بعد صورت گرفت چرا که توانایی اش در عمل کلیه و اندام های داخلی، او را به یک نابغه تبدیل کرد.

ولادیمیر گریتسنکو که دانشجوی او بوده، می گوید: خونسردی او موجب تعجب ما بود، البته او سر ما را کلاه می گذاشت زیرا حرکت آرام دستان او این امر را در ذهن تداعی می کرد که جراحی به کندی پیش می رود، ولی او خیلی سریع از پس کار بر می آمد و عمل را به پایان می برد.

او در شصت سالگی با زنی سی ساله ازدواج کرد. او تاکنون ششصد مقاله را به رشته تحریر در آورده است و در هفتاد سالگی رمان بلند خود را منتشر کرد. این اثر بلافاصله به پرفروش ترین کتاب سال تبدیل شد. او در هشتاد و چهار سالگی یکی از بانیان منع نوشیدن مشروبات الکلی در روسیه شد.

برگرفته از ضمیمه چاردیواری روزنامه جام جم مورخه دوشنبه پانزدهم مهر هشتاد و هفت

قابل توجه اونایی که وقتی بازنشست می شن کم کم به فکر شمارش معکوس می افتن . ولی فک میکنم با خوندن این پست متقاعد می شن که برای اینکه خودشونم خودشونو بازنشسته کنن هنوز پنجاه سال دیگه وقت هست.وای که از دست بعضی از هم سن و سالای خودم، تازه سی سالش شده ها، فک میکنه که دیگه پیر شده و جوونی از دست رفت.

اینهم مقاله روزنامه اطلاعات در مورد ایشان.

+ نوشته شده توسط فرهاد در دوشنبه 15 مهر1387 و ساعت 21:27 |

رمضان هم گذشت , وقتی به سال دیگر همین موقع فکر می کنم با خودم می گم که حالا کو تا سال دیگه , و این یک سال تا رمضان بعدی به اندازه چند سال در نظرم طولانی می نماید اما وقتی که به رمضان سال گذشته فکر می کنم می گویم چه زود رسیدیم به این ماه , وقتی به زمانی که از عید نوروز تا الان سپری کرده ام فکر می کنم می گویم چه زود گذشت , بهار چه سریع به پایان رسید , تابستان را که اصلا نفهمیدم چگونه آمد وچگونه رفت ولی وقتی به نوروز پیش رو فکر می کنم با خود می گویم اوووه , حالا کو تا نوروز دیگه

راستی چرا آدما فکر می کنن تا دلشون بخواد تو این دنیا فرصت دارن , چرا زمان پیش روشونو بصورت کذایی همیشه خیلی زیاد تر از حد معمول تصور می کنن 

زیاد فرصت نداریم, همون قدر از عمر که مثل برق و باد گذشته , سرعت گذشتن بقیش سریع تره , که البته معلومم نیست  الباقی عمر به همان مقداری که گذشته, باشه . پس بیاید هر از چند گاهی یه چیزی هر چند کوچولو بندازیم بره اون دنیا تا وقتی سفرمون شروع می شه  زیاد هم دست خالی نباشم و ره توشه ای هر چند اندک تو کیسمون داشته باشیم 

+ نوشته شده توسط فرهاد در پنجشنبه 11 مهر1387 و ساعت 18:53 |

یک سوال: روزی چند بار کانال تلویزیون را به شبکه استانی تغییر می دهید؟

به احتمال زیاد هر کسی تلویزیون را روشن می کند یک سرکی هم به این شبکه می کشد و حتی آنهایی که گیرنده امواج ماهواره ای دارند خیلی اوقات قبل از استفاده از آن یا در پایان سرکی هم به کانالهای وطنی می کشند به خصوص که با وجود کمی کانالهای وطنی وارسی آنها وقت زیادی را طلب نمی کند اما آیا تا به حال به ادبیات بکار برده شده توسط مجریان و کارشناسان و بازیگران یا بهتر بگویم به زبانی که آنها صحبت می کنند و خاصه در مورد دو گروه اول دقت کرده اید مطمئنم فهمیدید که چـــه می خواهم بگویم؛ به چند مثال توجه فرمایید:

 

یا خود سوسنگرد که رزمندگان مقاومت زیادی نشان وردیلر . . .

برادران ارتشی با فرماندهی که آقای بنی صدر الیردی . . .

حدود یک چهارم اصول قانون اساسی اختصاصی وار قوه مقننه یه

فلسفه تشکیل شبکه های استانی چیست ؟ آیا واقعا زبانی که در این شبکه استفاده می شود همان زبان مادری ماست ؟ با فنگلیش یا فارگلیسی که آشنایی دارید؟ بهتر نیست در اساسنامه صدا و سیمای استانهای آذری نشین به جای ( تهیه و تولید و پخش برنامه ها به زبان محلی ) قید گردد تهیه و تولید و پخش برنامه ها به زبان فارترکی یا ترفارسی !

 

+ نوشته شده توسط فرهاد در شنبه 6 مهر1387 و ساعت 0:14 |

در حدود ده کیلومتری شهرستان سراب از طرف دوزدوزان و مهربان قطعه زمین وسیعی خودنمایی می کند که با قطعه های پیش ساخته بتونی دیوار کشی شده است , من با پیاده شدن از ماشین و اندازه گیری یکی از قطعات این دیوار طویل طول تقریبی آن را بوسیله حرکت سواره در کنار آن و شمارش تعداد این قطعات دو ونیم کیلومتر محاسبه نمودم وبا احتساب عرض این قطعه زمین به طول تقریبی یک کیلومتر , مساحت تقریبی آن را دویست و پنجاه هکتارمحاسبه کردم , البته هنوز تاسیسات چندانی در درون آن ایجاد نشده است ولی رفت و آمد کامیونهای کمپرسی به داخل آن حکایت از آن دارد که به حال خود رها نگردیده است و در حال تکمیل است. تابلویی در کنار آن درباره این طرح چنین توضیح می دهد: طرح احداث و تجهیز مجتمع آلومینار نفـلـیـن سـیـلـیـت سراب. خوراک نفلین سیلیت این مجتمع هم از معدن زرگاه واقع شده در روستایی به همین نام در چند کیلومتری معدن تامین خواهد شد , حال شما حدس می زنید چند نفر از جوانان سرابی در این مکان مشغول خواهند شد؟

البته یک گشت کوچکی هم در دنیای مجازی در این مورد زدم تا مطالبم تنها مستند به مشاهدات خودم نباشند که خلاصه اش اینست:

با توجــــه به منابع غني مواد اوليه در منطقه و در مـعـدن رزگاه از شهرستان سراب و مشخصات منحصر به فرد، به جهت حجم سرمايه گذاري ، اشتغال مستقيم و غيرمستقيم اهميت آن براي منطقه از اين طرح به عنوان نفت آذربايجان تعبير مي شود ,با به ثمر رسيدن اين پروژه علا وه بر تامين دويست هزار تن آلومينا در سال چندين محصول استراتژيک ديگر نيز و از مهم ترين آنها سيمان در حجم قابل توجهي توليد خواهد شد

پس از این ماجرا کنجکاو شده گشتی هم در شهرک صنعتی سراب زدم که فقط کارخانجات لبنیات را که مشاهده کردم مثال می آورم , شبنم سراب , خاتون سراب , هنر سراب و سراب لبن , البته هیچ کدام از نوع کارخانه لبنیات اهـــــــر ( آوارسین ) نبودند که فقط با چهار نفر پرسنل اداره می گردد و کوچکترین آنها شصت نفر پرسنل در دو شیفت دارد حالا دیگر سراغ سایر شهرهای صنعتی و یا این اواخر صنعتی شده استان نمی روم که خود از این دیارید و آشنا . ولی در کل منطقه قره داغ و شهرهای آن در زمره فـقـیـرترین شهر ها از نظر صنعت می باشند و در این مورد هم هیچ نمی گویم چون مطمئنم خودتان بارها و بارها در مجالـس و محافـل مختلـف بحث کرده اید و شنیده اید و گفته اید. 

اما منظورم از این مقدمه اشاره به این نکته جالب توجه من است که راجع به یک مــــورد کمتر صحبت می شود ودر واقع به نوعی کم لطفی می گردد و آن چیزی است که اهــــــــــــــر دارد و اکثر شهرها از آن محرومند و در واقع با امکانات همین سرابی که مثال زدم از لحاظ اشتغال زایی برابری می کند , منظورم همین سد ستارخان خودمان است که در مجموع در صورت به بهره برداری رسیدن تمام فازهای آبیاری آن دوازده هزار هکتار از اراضی پایاب خود را سیراب می کند . اگر در هر هکتار از این اراضی برای یک نفر اشتغال ایجاد گردد دوازده هزار نفـر مشغول می شوند که چندین برابر بیشتر از آمار بسیاری از شهرهای استان است حتی اگر در هر دو یا سه هکتار یک نفر مشغول گردد باز هم آمار کمی نیست. البته این مقال به هیچ عنوان ناقض حق شهرمان جهت برخورداری از امکانات صنعتی و تولیدی نیست.

+ نوشته شده توسط فرهاد در چهارشنبه 3 مهر1387 و ساعت 2:35 |

بعضی ملتها اندوحته ها و سوابق تاریخی و فرهنگهایی دارند که مایه مباهات و افتخارشان نسبت به دیگر ملتهاست و مردم ایران از جمله معدود مردمی هستند که از اینگونه موارد کم ندارند که یکی از آنها ورزش باستانی است که کمتر در راه بسط و کسترش جهانی و معرفی ویژگیهای آن به جهانیان و البته افتخار به آن کار شده است و جای بسی کار دارد.

ویژگیهای این ورزش را می توان از چند وجه مورد بررسی قرار داد

الف - بعد تاریخی : اولین مکانی که با قدمت بیش از هزار ساله وبه نقلی چند هزار ساله اختصاصا" برای ورزش ساخته شده زورخانه ها هستند.

ب - بعد ورزشی : امروزه دیگر آثار ورزش برای همگان شناخته شده است اما ایرانیان مدتها قبل در زمان بی کاری مثلا در زمستان که کار کشاورزی تعطیل می گشت فقط به خور و خواب و تن پروری مشغول نشده و ورزش هم می کردند ؛ چیزیکه علم نوین تازه آنرا کشف کرده است.

پ - بعد فرهنگی : ورزش زورخانه ای علاوه بر سلامت و تناسب اندام به روح و روحیات هم اهمیت می دهد ومرام ومردانگی و خصال نیکو و پهلوانی جزء جدا نشدنی این ورزش هستند, زور خانه محلی است که از قدیم محلی برای جمع آوری کمکهای مردمی و یاری رسانی به نیازمندان بوده است در حالی که انجام مسابقات ورزشی و صرف درآمد آن برای امور خیریه همین اواخر در دنیا باب شده است.

ت - بعد هنری : لباس باستانی کاران و محل ورزش باستانی هنری هستند؛ موسیقی دارد ؛ ما صدها سال با ورزشمان موسیقی داشته ایم ولی دیگران همین اواخر موسیقی را به ورزش افزوده اند اما موسیقی آنها موسیقی مطربی و مبتذل است ولی موسیقی ورزشی ما حماسی و معنوی و آموزنده می باشد , موسیقی آنها روی سی دی و دی وی دی و نوار است ولی مال ما زنده و جاندار.

قصد من در این مقال کالبد شکافی تخصصی این ورزش و بحث کارشناسی نبود , من گاهی وقتها وقتی پرنده خیال به پرواز در می آید کشورمان را مانند یک ژنرال چند ستاره می بینم که که ده ها مدال افتخار بر سینه دارد و در طرف دیگر سینه اش نشانها و علایمی که حکایت از گذراندن دوره های فراوان دارند نقش بسته اند و در این نامه تنها خواستم از آن همه مدال و نشان فقط به یکی از آنها اشاره ای کوتاه و گذرا داشته باشم تا برای شما لحظاتی فاز افتخار و احساس عظمت بدهم.

+ نوشته شده توسط فرهاد در پنجشنبه 28 شهریور1387 و ساعت 2:45 |

و زندگی در گذر است .آیا شبانگاهان که فارغ از هیاهوی روز می شوید یا موقعی که سر بر بالین می گذارید اجازه می دهید این پندار مغزتان را بیازارد که یک روز دیگر هم گذشت یک روز دیگر از چیز متناهی و محدودی به نام عمر و قدمی دیگر به روز موعود نزدیکتر شدید بیایید باور کنیم که ممکن است صبحمان مثل همیشه نباشد و سر از بالین در جایی نا آشنا بر داریم و بیایید باور کنیم هر وقت که از خانه می زنیم بیرون اصلا بعید نیست که باز هم بتوانیم بر گردیم بیایید به این مثل ترکی اعتقاد یابیم که ((اولوم   قاشنان  گوز  آراسیندادی)). صحبت از مرگ و اندیشیدن به آن همیشه هم نشانه دپرس بودن و افسردگی نیست بلکه هر از گاهی شرط عقل است باور کنید اگر مساله مرگ را با خود حل کنید عجیب آرامش خواهید یافت  

+ نوشته شده توسط فرهاد در شنبه 20 مرداد1386 و ساعت 0:15 |

بله حرفهای بلاگی: طبق آمار در حدود فقط هشتصد هزار وبلاگ توسط ایرانیان فقط در پرشین بلاگ به ثبت رسیده است اما فقط در حدود ٪۲۰ از این وبلاگهای ثبت شده حرفهایی برای گفتن دارند و البته تعداد خیلی کمتری از این ٪۲۰ واقعا حرفهایی برای گفتن دارند آن ٪۸۰ بقیه پر هستند از حرفهای بلاگی که خیلی از آنها به دفتری می مانند که یک نوجوان تازه قدم در وادی بلوغ گذاشته برمی دارد و در صفحات آن خود را لیلی و مجنون و سوته دل و بیچاره و عاشق و ... می بیند

+ نوشته شده توسط فرهاد در سه شنبه 9 مرداد1386 و ساعت 23:50 |
اینها یک سری سوالاتن که عزیزی توی وبلاگشون مطرح کرده بودن یک لخظه با وجود اینکه کسی از من نظر نخواسته بود ولی این موضوع دغدغه فکری من هم است تصمیم گرفتم منم در این مورد خرده نوشته یی داشته باشم

1- چرا با وجود اين همه جاذبه‌هاي طبيعي و تاريخي در كشورمان، باز هم از نظر وضعيت صنعت توريسم و گردشگري از كشورهاي ديگر عقب هستيم؟
2- بعضی‌ معتقدند نباید نام و نشانی مکان‌های بکر را به مردم اعلام کرد چون به آثار فرهنگی و طبیعی لطمه وارد می‌شود. نظر شما چیست؟
3- پنج جاي شهر شما كه آنها را نديده نبايد از دنيا رفت؟! ( یا پنج جای کشورمان یا جهان!)
4- مقصد را بيشتر دوست داريد يا راه را؟
5- « به سفر رفتن» و « از سفر بازگشتن»، موقع دومي چه احساسي داريد؟
6- حكايت « سفر كردم كه از يادم بري، ديدم نميشه» را در هيچ سفري تجربه كرده‌ايد

یادمه یه بار که گردشگر بودیم جهت ارتزاق در یکی از رستورانهای بین راهی توقف کردیم که با وجود فشار گرسنگی چاره ای جز تناول نداشتیم اما پس از صرف غذا بزرگترین آرزوی من یکی این بود که ای کاش می توانستم آنچه را که خورده ام برگردانم این در حالی است که آن رستوران از غذا خوریهای منتخب سازمان ایرانگردی و جهانگردی بود و آرم و درجه و گواهینامه این سازمان بر در و دیوار آن به صلابه کشیده شده بود اما در مقصد که دامن بکر طبیعت و فضایی دور از شهر بود اتراق نمودیم و تا می توانستیم از مناظر و عظمت عظمت و زیبایی طبیعت استفاده کردیم ولی ما که جوانیم و دوست داریم در جوانیمان همه جوره لذت ببریم و رفته بودیم آنجا تا بعضی از عقده هایمان را در جاهای دیگری که دولت خدمتگزار نظیر سالنهای ورزشی و ... تدارک دیده است قابل خالی کردن نبودند خالی نماییم ولی ترس از اینکه کسی بیاید یا  مزاحممان شود نگذاشت حال ما که ایرانی الاصل هستیم و به این وضع عادت داریم ! ولی خارجی ها که ندارند.

ما هر چه قدر در کشورمان امکانات سخت افزاری نظیر مناطق دیدنی و باستانی و چهار فصل و ... داشته باشیم همانقدر از لخاظ امکانات نرم افزاری برای گردشکر خارجی مشکل داریم مثلا وی یکسال تمام کار و فعالیت کرده و حال می خواهد آزادانه و بوسیله توریسم هم خستگی گذشته را از تن به در کرده و هم برای آینده تجدید قوا بنماید و وی ایران را برای سفر خود انتخاب کرده است وقتی قدم در خاک ما می گذارد باید حجاب را که نمی داند با ح حسن است یا همسفر رعایت کند لباسی تنش کند که از نظر او کاملا محدودیت است ترک الکل نماید اگر اهلش باشد    شنا در دریا را بی خیال گردد با زبان نفهمی (انگلیسی ) هتلداران و ماموران گمرک و پلیس و کلا دست اندرکاران ایرانی سفر کنار بیاید مواظب جماعت تروریست ایران باشد چون به نا حق اینگونه به وی القا شده است پس می بینیم که این وسط ایران برای جمع زیادی از گردشگران حائز شرایط لازم نیست و آن تعداد اندکی هم که می آیند فقط به صرف دیدن مکانها و اماکن دیدنی و تاریخی است و بس 

۲- قطعا لطمه وارد می شود چون ما شا ا... آنقدر اماکن و مکانهای دیدنی توی ایران داریم که اصلا نمی شه تو همشون محیط بان و پارک بان و مامور و مراقب گذاشت قبول کنیم فرهنگ ما هم در این مورد کمی پایین و هنوز باید فرهنگ سازی بشه

 ۳-نصف جهان و شهر گل و بلبل که هر کدام به تنهایی چند ده جا هستند . قره داغ خواهر خوانده قره باغ. قلعه بابک نماد مقاومت ایرانیان در برابر اشغال عین استالینگراد در شوروی سابق

 ۴-راه یعنی تلاش.حرکت و رو به جلو بودن و هدف ولی مقصد حد اقل یکی دو تا از ویژگیهای راه را ندارد پس راه بهتراست  البته این انتخاب بین بهتر و بهتراست

 ۵-اصلا مگه باد تو همه چیز نظر داد و فضولی کرد

+ نوشته شده توسط فرهاد در یکشنبه 31 تیر1386 و ساعت 0:1 |

 

امشب برای اولین بار با عزیزی هم کلام شدم که مدتها بود طالب این افتخار بودم عزیزی که در بین قراجه داغیهای ساکن در قره داغ و مقیم در سایر نقاط کشور و آنطرف آب صاحب وبلاگی است تحسین برانگیز و صاحب قلمی رسا که وبلاگ نویسی را با عشق انجام می دهد و وبلاگ ایشان به نوعی نقش حلقه اتصال بین وبلاگهای منطقه را بازی می کند و گمان نمی  کنم در این خطه یا از بین این خطه ئی ها کسی دستی در وبلاگ نویسی یا حداقل وبلاگ خوانی داشته باشد و گذرش به www.1ahari.blogfa.com نیفتاده باشد که اگر اینگونه باشد خیلی عقب است. اگر به وبلاگ ایشان سر بزنید اولا مطلبی پیدا نمی کنید که از ذهن ایشان طراویده باشد و ارزش خواندن نداشته باشد و یا سایت یا مطلبی باشد که ایشان لینک داده باشد و ارزش سر زدن نداشته باشد البته به استثنای یکی دو وبلاگ مانند مال بنده که در معذوریت اخلاقی قرار گرفته و معرفی کرده اند به هر خال حقیر به سهم خود نهایت امتنان را از ایشان دارم 

+ نوشته شده توسط فرهاد در شنبه 30 تیر1386 و ساعت 0:1 |

قبل از اینکه تصمیم بگیرم این تیکه رو بنویسم داشتم واسه خودم تو دنیای مجازی می گشتم که گذارم افتاد به ((اینجا)) که که بعضی از هم وطنامون جوکهای جدید و به روزشون رو اونجا قرار می دن بگذریم ما هم که مثل اکثر ملت نیاز مبرم به دلخوشی و خنده داریم شروع کردیم به رویت کردن . بگذریم از اینکه کم مانده بود یکی از اهل عایله را صدا بزنیم تا بیاید و در خلال اینکه ما قرائت به اصطلاخ جوک می فرماییم قلقلکمان بدهد تا بخندیم یک چیزی توجهم رو جلب کرد و با یک تناسب ساده بستن دیدم که ٪۴۸ لطیفه ها مربوط به ترکاست من در این مورد هیچی نم گم اما خیلی دوست دارم نظر تاج سرانی رو که دست و دیده رنجه می فرماین و ما رو سر افراز می فرماین در این مورد بدونم تا بدونم قضیه از چه قراریه  

+ نوشته شده توسط فرهاد در شنبه 9 تیر1386 و ساعت 0:12 |
منتظر باش اما معطل نشو...تامل کن اما توقف نکن... قاطع باش اما لج باز نباش...صریح باش اما گستاخ نباش...بگو آره اما نگو حتما"...بگو نه اما نگو ابدا"

عشق آن نیست که به هم خیره شویم   عشق آنست که هر دو به یک سو بنگریم.....

 

عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت می برد. 

+ نوشته شده توسط فرهاد در یکشنبه 3 تیر1386 و ساعت 19:22 |

باز هم می خواهم از ایران ایرانیان و ترکها که خودم نیز جزیی از هر سه آنها هستم  بنویسم از اینکه چه عذابی می کشم وقتی می بینم ترکی داد تجزیه طلبی سر می دهد و چقدر خوشحال می شوم وقتی می بینم که ترکی شجاعت قدم برداشتن  و مبارزه برای حقوق خود را دارد و چه عذابی می کشم وقتی می بینم که ترکی از بدو تولد فرزندش سعی می کند به او فارسی بیاموزد و وی را از زبان ترکی بیگانه گرداند و چقدر خوشحال می شوم وقتی می بینم که یک فرزند ترک در کنار ترکی اصیل فارسی و احیانا زبانهای دیگر را چه چه می زند .

 

 

مگر نه اینکه ایران گشور ملت ها و اقوام وفرهنگهای مختلف است  ِ فارس   ِ ترک   ِ کرد  ِِ لر  ِ بلوچ  ِ گیلک  ِ عرب  ِ ترکمن و ... از اولین مراحل ساخته شدن تمدن ایرانی همگی دخیل بوده اند مگر نه اینکه همیشه اقوام برای ایران خون داده اند اصلا چرا راه دور برویم در هشت سال جنگ تحمیلی با عراق کدام ملت ایرانی جان فشانی نکردند و شهید ندادند و کدام یک گفتند که ایران به جهنم  ِ این جنگ  ِ جنگ ما نیست  ِ می خواهم نتیجه بگیرم که همانگونه که پرستش خدایی جزء فطرت بشر است و خواسته درونی هر انسانی قرار دادن معبودی برای خود است  ِ نام ایران زمین وعشق به آن  جزء فطرت و ضمیر ناخود آگاه هر ایرانی است  ِ ممکن است که کم یا زیاد باشد و یا این علاقه همچون آتشی زیر خاکستر باشد  اما هست و از هر ایرانی در پرت ترین و یا محروم ترین نقطه ایران زمین بپرسی قطعا اذعان خواهد کرد  ِ تمام این اقوام در کنار نام ایران هویت دارند و اگر هویت ایرانی از آنها گرفته شود چیز زیادی برایشان باقی نخواهد ماند و حال ای ایرانی که دعای تجزیه طلبی داری بدان که در دام بد خواهان ملت ایران افتاده ای  ِ آگاه باش که این کار آنهایی است که در برابر فرهنگ و تمدن چندین هزار ساله ات احساسی دارند که نامش کم آوردن است و می خواهند چیزی به این سنگینی در تاریخ نباشد و یا جزء گذشته باشد و نه حال. هان ای مسولی که آن بالا نشسته ای بدان و آگاه باش که هیچ ایران مردی نمی خواهد از ایران جدا گردد تنها علتی که باعث طرح چنین موضوعی از جانب بعضی ها گردیده اولیای اموری هستند که ... اگر فرهنگ ایرانی بخواهد زنده بماند باید فرهنگ ملتهای ایران زنده بماند این نمیشود که جزءهای این فرهنگ حذف گردیده و سعی بر حفظ کل باشد بسان اینکه چند تا از ستونهای یک ساختمان را حذف کنند و طبیعی است که این نقطه ضعفی بزرگ برای آن بنا خواهد بود

   اولا اگر بخواهی زبانت را انکار کنی خودت را انکار کرده ای  ِ بدون زبان ترکی ملت ترک هم که هویت توست نیست  ِ اخیرا ثابت شده کسانی که حداقل به دو زبان تسلط کامل دارند از آمادگی ذهنی بالاتری بر خوردارند و توانایی بیشتری در استفاده از مغزشان دارند و نیز اینگونه افراد بعد از بعضی برخی بیماریها و عوارض بهتر به درمان جواب می دهند و کمتر به بیماریهای کهنسالی نظیر آلزایمر مبتلا می شوند از طرف دیگر ترکی زبانی است که تکلمش هنر است  حال کدام پدر و مادری هستند که دوست دارند فرزندشان را از این همه فایده ها محروم نمایند که بعضی نا خواسته این کار را انجام می دهند

+ نوشته شده توسط فرهاد در یکشنبه 23 اردیبهشت1386 و ساعت 1:15 |


Powered By
BLOGFA.COM